X
تبلیغات
❀❀❀ ســــکوت ســــرد ❀❀❀

❀❀❀ ســــکوت ســــرد ❀❀❀

☂دفتــر خـــاطـــرات مـــن☂

 

 

[ جمعه هفدهم شهریور 1391 ] [ 12:43 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

بدترین چیز اینه که محبت مـــادر رو با "هان" و "چیه؟" جواب بدی...


.

.

.


بعد زنگ یه غریبه رو که فقط هوسه ، با "جانم" جواب بدی

[ یکشنبه هفدهم فروردین 1393 ] [ 22:38 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

[ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 ] [ 22:22 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

سیزده را همه عالم به در ازشهر کنند

من آن سیزده ام کز همه عالم به درم

[ سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 ] [ 21:19 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

 

من…!

مرا که میشنـاسی؟! خودمم

کسی شبیه هیچکس!

کمی که لابه لای نوشته هایم بگردی پیدایم میکنی

مهربان، صبور، کمی هم بهانه گیر

اگر نوشته هایم را بیابی ، منم همان حوالی ام!!

دری هستم

که می‌توانست به آسمان باز شود

اگر لولایش به زمین

چفت نبود...

[ جمعه هشتم فروردین 1393 ] [ 23:19 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 10:26 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ] [ 11:31 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

نرم نرمک میرسد اینک بهار ، خوش به حال روزگار ، خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها ، خوش به حال غنچه های نیمه باز . . .

[ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 ] [ 21:20 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

بهار نزدیک است

ومن از بهار دور!!

حال هیچ فرقی نمیکند

چه نزدیک چه دور

بهار چه بخواهم چه نخواهم خواهد امد

واین بهار همان بهار پارسال است!!

شاید بهار هزارن سال پیش!!

این قصه دیروز امروز نیست

بهار می امد و من این را میدانستم

اما وقتی می امد که دگر به بودنش نیازی نبود

گلهای نرگس زجرشان را زیر یخهای زمستان کشیده اند

وحالا بهار می اید

دلمان خوش است

دوباره طلوع میکند

که دوبار جوانه خواند کرد

دوباره ظهور میکند

شور عشق در سینه های چلچله های وحشی

در شاخه های خشک و بی جان

در قلب های یخ زده ماهی های کف رود های سرد

واین هنر بهار است که شور عشق به پا کند

زمستان با تمام سرمایش

نرگس های باغچه مان را بیدار کرد

حال بهار چه میکند با این شور عشق ..

[ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 ] [ 20:43 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

مردي متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوايي اش کم شده است...
به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولي نمي دانست اين موضوع را چگونه با او درميان بگذارد. به اين خاطر نزد دکتر خانوادگي شان رفت و مشکل را با او درميان گذاشت.
دکتر گفت: براي اينکه بتواني دقيقتر به من بگويي که ميزان ناشنوايي همسرت چقدر است، آزمايش ساده اي وجود دارد. اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو...
«ابتدا در فاصله 4 متري او بايست و با صداي معمولي ، مطلبي را به او بگو. اگر نشنيد، همين کار را در فاصله 3 متري تکرار کن. بعد در 2 متري و به همين ترتيب تا بالاخره جواب بدهد.»
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق پذيرايي نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم.
سپس با صداي معمولي از همسرش پرسيد:
«عزيزم ، شام چي داريم؟» جوابي نشنيد بعد بلند شد و يک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسيد و باز هم جوابي نشنيد. بازهم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابي نشنيد. اين بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: «عزيزم شام چي داريم؟» و همسرش گفت:
«مگه کري؟!» براي چهارمين بار ميگم: «خوراک مرغ»! حقيقت به همين سادگي و صراحت است.
مشکل، ممکن است آن طور که ما هميشه فکر ميکنيم در ديگران نباشد؛ شايد در خودمان باشد...

[ شنبه هفدهم اسفند 1392 ] [ 10:42 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

[ شنبه دهم اسفند 1392 ] [ 19:49 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

[ جمعه نهم اسفند 1392 ] [ 22:27 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

آزار دهنده ترین سکوت، وقتی است که دروغ می گوئی و مخاطبت در سکوتی سنگین، فقط نگاه می کند.

[ جمعه نهم اسفند 1392 ] [ 22:0 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

ازش پرسیدم:چند سالته مادر؟!!!

خندیدوگفت:دیگه آخراشه.........

[ پنجشنبه هشتم اسفند 1392 ] [ 10:31 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

هاردی : میخوام ازدواج كنم !

لورل : با كی ؟

هاردی : معلومه دیگه ، با یه زن . مگه تو كسیو دیدی كه با یه مرد ازدواج كنه ؟

لورل : آره

هاردی : كی ؟

لورل : خواهرم !!

[ یکشنبه چهارم اسفند 1392 ] [ 18:1 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

تو سُڪـوتْـ مـܨ‌ڪُنـܨ

فَریـآב زمآنَمْـ را نِمـܨ‌فَهْمـܨ

یـڪُ روز مَـטּ سُـڪُوتْـ خوآهَمْـ ڪَرב

تو آטּ روز

بَـرآے اولیـטּ بـآر

مَفْـہـومـِ בیر شُـבטּ را خواهـܨ فَہْمیـב

[ شنبه سوم اسفند 1392 ] [ 17:19 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

دلم برای باران تنگ شده است دلم برای صدای قطره هایش تنگ شده است

دلم تنگ است برای پرسه در زیر باران .بارانی که به من آموخت رسم زندگی را

دلم تنگ است برای صدای غرش آسمان برای ابرهای سیاه سرگردان

در آن روزها بارانی بود برای قدم زدن در زیر آن و خالی کردن دل های پر از غم

مدتی است که دیگر نه بارانی است و نه ابری این روزها تنها یک قلب است که پر از درد دل است

نمی داند درد دلش را به چه کسی بگوید پس ای باران ببار که درد دلم را به تو بگویم

بگذار من نیز مانند تو و همراه با تو ببارم ببار تا خالی شوم

[ پنجشنبه یکم اسفند 1392 ] [ 19:56 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 ] [ 17:46 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

من یاد گرفته ام ...

" دوست داشتن دلیل نمی خواهد ... "

ولی نمی دانم چرا ...

خیلی ها ...

و حتی خیلی های دیگر ...

می گویند :

" این روز ها ...

دوست داشتن

دلیل می خواهد ... "

و پشت یک سلام و لبخندی ساده ...

دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده ...

دنبال گودالی از تعفن می گردند ...

[ جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ] [ 16:20 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ] [ 17:41 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

از سکـــوتــم بتـــرس ...!وقتــي که ساکـــت مي شوم ...لابـد همــه ي

درد دل هايــم رابــرده ام پيش خــــدا ...

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ] [ 17:23 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

[ یکشنبه بیستم بهمن 1392 ] [ 16:6 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

[ یکشنبه بیستم بهمن 1392 ] [ 15:29 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

بـا پـای بـرهنـ ه از دریـا می آمـدم ...


تـا انتهــای غـروب ؛

وقتــی کـ ه کفشهایـ م پٌـر از دانــ ه های شـ ن بــ ود . .

وقتــی کـ ه صدفـها را بـ ه ارمغـان تــ و عاشقانـ ه چیــ دم . .

دریــا پٌــ ر اَز مهتــابـــ بــ ود

وقتـی کـ ه چشـ م منتظـ رم ستـ اره ها را بـدرقـ ه میکـ رد . .

✗◄سپیـ ده ی انــ دوه سـ ر زد

و تنـهـا مٌرغــان سپیـ د عـاشـق مــرا میخـوانـ دنـ د،

وقتــی کـ ه تــ و را میــان خلـوت ساحـل

و دریــای مسافـر گـم کـردم ...(!)

[ جمعه هجدهم بهمن 1392 ] [ 20:47 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

 

[ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 ] [ 10:28 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

باتو هستم ای غریبه،
آشنایم میشوی؟
آشنای گریه های بی ریایم میشوی؟
من تمام درد باران را خودم فهمیده ام ...
مثل باران آشنای بی صدایم میشوی؟
روزگار،
این روزگار بی خدا تا زنده است
ای غریب آشنا،
آشنایی با خدایم میشوی؟
من که شاعر نیستم
شکل غزل را میکشم
رنگ سبز دلنشین صفحه هایم میشوی؟
ای غریبه با شکوه و دلخوشی
همسرای خنده های باصفایم میشوی؟
بوی غربت میدهد این لحظه های بی کسی
با تو هستم ای غریبه آشنایم میشوی؟؟؟؟

[ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 ] [ 20:56 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

چگونه دست دلم را بگيرم ودر كنار

دلتنگيهايم قدم بزنم

در اين خيابان

كه پر از چراغ و چشمك ماشينهاست

...نه آقايان:

مسير من با شما يكي نيست

از سرعت خود نكاهيد

من آداب دلبري را نمي دانم

[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ 17:17 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

ساده هستم

ساده می بینم

ساده می پندارم زندگی را

نمیدانستم جرم می دانند سادگی را

سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم

ساده می مانم…

ساده میمیرم…

اما…

ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …

[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 19:16 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی است.

لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی.

 پرهایش را بزن ...
خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره‌ها پرت کند

[ شنبه پنجم بهمن 1392 ] [ 18:16 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

این روزها

بیشتر از هر زمانی

دوست دارم خودم باشم !!

دیگر نه حرص بدست آوردن را دارم

و نه هراس از دست دادن را .....

هرکس مرا میخواهد بخاطر خودم بخواهد

دلم هوای خودم را کرده است ...

همین...



[ پنجشنبه سوم بهمن 1392 ] [ 15:2 ] [ ☂☂کــیـــــــــجــــا☂☂ ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،